تبلیغات
طراوت لحظه ها

طراوت لحظه ها
در اینجا قراره باهم باطراوت و سرحال باشیم، انرژی مثبت گرفته و لذت ببریم... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
شما چگونه آدمی هستید؟







دیوار های گلی مدینه امروز انگار رنگ باخته اند...
پرندگان دیروز، 
امروز دیگر نیستند؛
و اگر هستند، آن آواز دیروز را ندارند...
درختان بلند قامت اند؛
ولی طاقت ایستادن ندارند...
سنگ ها امروز؛
دیگر به محکمی دیروز نیستند...
و کوچه ها امروز،
منتظر قدم شخصی هستند که دیگر نیست...
آسمان ابری ست، ولی باران نمی بارد؛
چه خبر شده امروز؟
همه ی عالم انگار از رویدادی تلخ خبر می دهند...
از یک واقعه ای شوم...
انگار خبر از چیده شدن گلی از بوستان بهشت، بدستان حلیه گر طاغوت می دهند...
داغی دیگر بر کاروانسرای عزای اهل بیت(ع)...
آری...
امروز شهادت مظلومانه باقرالعلوم، حضرت محمد باقر(ع) است...
...
شهادت امام محمد باقر(ع) را به همه ی دوستدارانش تسلیت عرض می کنم


[ جمعه 19 شهریور 1395 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ admin . ]
اینکه میگن بابای من با کولر مشکل داره، تو خونه ی ما قضیه کاملا برعکسه... یعنی یخبندان هم را بیافته باز می بینی کولره روشنه داره کار می کنه... بعد این هیچی،روشن شدن وای فای رو که دیگه نگین... شعاع پنج متری وای فای قلمرو ممنوعه س... اصن یه وضعی
...
خب بریم سر اولین عکس...
...


اسوه غیرت...
...

##برای دیدن بقیه عکس ها کلیک کنید##

طبقه بندی: لبخند ملیح،
برچسب ها: جوک، خنده دار، مطالب طنز، طنز، خنده، شادی، آرامشبخش،
[ پنجشنبه 18 شهریور 1395 ] [ 04:59 ق.ظ ] [ admin . ]

« نــاگـهــان»
زیر پایش خالی می شود و به داخل چاهی عمیق می افتد... چاهی بس ژرف...
-------------------------------------
زیر یقه اش را گرفته بودند و اورا به سمت جلو هل میدادن...
«اسـتــرس» بیشتر از هرچیزی به خانه ی دل او هجوم آورده بود...
یعنی چه سرنوشتی در انتظار او نشسته؟
هنوز هم «عــذاب» هایی رو که حتی به خاطر کوچکترین «گـناه» مثل یه نگاه کج به «پـدرومـادر» کشیده بود، جلوی چشمانش بود...
و اگر پدرومادرش اورا نبخشیده بودند، اکنون باید در...



صفوف قطور و اعجاب انگیز انسان ها پشت هر ایستگاه اعجاب انگیز بود و حتی وحشتناک!
آسمان را می بیند که «زخــم» برداشته و تصویری بسیار هولناک از نمایان ساخته...
دل شیر را آب می کند امروز...
و «ناگـــهان» صدای بسیار بزرگ و وحشت آور به گوش می رسد؛ بووم...! این دیگر صدای چی بود؟
یکی از نگهبانان می گوید که این صدای «سنـــگی» بود که چهل سال پیش در یکی از چاه های «جـهنــم» انداخته اند و امروز به کف آن رسیده... چاهی بس عمیق...



بسیاری را می دید که با گریه و زاری و آه و ناله به پای نگهبانان افتاده اند تا عفو شوند ولی،
خیــــال خـام!
امروز دیگر وقت عذر و بهانه نیست...
بعضی ها «حـق الــنـاس» را رعایت نکرده بودند، بعضی در «نماز» خود کاهل بودند، بعضی
«بـداخــلاق» ، «مشــرک» ، «بد دهــن» ، «سخــن چیــن»...
بعضی ها هم «خوش اخلاق» بودند، بعضی دیگر «نماز شب خوان»، بعضی دیگر عصای «پدر و مادر» خویش بودند و حتی بعضی «قاری قرآن»...



خاطرات خویش را در ذهن مرور می کند...
هنوز بدی هایی را که به مردم کرده از یاد خودش هم نرفته؛
فروش اجناس فاسد و گندیده،
اخلاق بد،
رفتار بد با مردم وحتی خانواده،
بد دهنی،
غیبت و...
در خیال خودش که همه را به نوعی ماستمالی کرده...! چون هیچ کس به جز خودم آدم که از اعمالمون آگاه نیست...
او حتی مطمئن است که اگر تمام بدی هایش را هم بگیرند، کارهای زشت وغیراخلاقی که انجام داده را دیگر هیچ کس نمی فهمد  و؛
از این قضیه
به خودش آرامش می دهد، که من چقدر زرنگم...



آه! نوبت خودش شده... بازرسی اعمالی که به قول خودش از همه مخفی مانده...!
از شانس بدش هم او را به ایستگاه مفاسد اخلاقی بردند...!
اورا راهنمایی می کنند که جلوتر بیاید...
وای! چقدر استرس!
ناگهان مردی می آید که هیکلی دارد بسی دراز و چهره ای دارد زشت و سیاه؛
و با صدایی کلفت و ترسناک؛
 و بعد همه ی گناهانش تک به تک، جزء به جزء و حتی زمانشان، دلیلشان، آدم هایی که از گناهان او تقلید کردندو...
جلوی چشمانش نمایان می شود...
ناگهان
زیر پایش خالی می شود و به داخل چاهی عمیق می افتد... چاهی بس ژرف...




واین پایانی بود برای همان کسیکه همیشه فکر میکرد، کسی از اعمال او آگاه نیست...

-------------------------------------
لطفـــا انتـــقاداتــــــــ و نظـــــراتــــــ خود دربــاره ی مـطلــــب بـالا را بــرای مـا بفـــرستـــــیـد
بـا تقـــدیمـــ چنـــد



طبقه بندی: معنوی و مثبت،
برچسب ها: قیامت، جزا، روزحساب، داستان، ماجرا، جملات زیبا، قصار،
[ یکشنبه 14 شهریور 1395 ] [ 04:10 ق.ظ ] [ admin . ]


سالروز پیــــونـد دو فرشـــته آسمانی،
 بهترین مخلوقات خدا،
حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س)
را به همه ی دوستداران مکتب اهل بیت تبریک عرض می نماییم
راستی یه چیزی بهتون بگم درباره ی شاد زیستن و دین اسلام...
حتما کسانی هستند که تصویر ذهنی شون از اسلام فقط از عزاداری و سوگواری های ائمه(ع)
پر شده...؛
 پس اینو باید همه ی ما بدونیم
که عزاداری خوبه
(نمی گم بده) ولی به مراتب بهانه های دین اسلام برای شاد زیستن خیلی بیشتر از بهانه های دیگه ش
 برای عزاداری و سوگواریه...
حالا گوش کنید...؛
اگه روز عروسیتون باشه  و خیلی خیلی خوشحال باشید، واقعا اگه تو عروسیتون یه نفر غمگین ببینید ناراحت نمی شید؟ حداقل به این فکر نمی کنید که چرا اون ناراحته؟
یا دوست دارید تو عروسی یه نفر دیگه، افسرده و کم حال باشین؟
فکر کنم منظورمو فهمیدین...

پس لطفا به خاطر این دو زوج بزرگوار (ع) هم که شده لبخند فراموش نشه...
با تقدیم چند

[ شنبه 13 شهریور 1395 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ admin . ]

دیدین یه چیزی تو اینترنت می خواین دانلود کنین، اینجوری میشه، منم خوراکمه اذیت کردنشون... بیچاره ها بعد فکر می کنن اعضاشون زیاده... (ببخشیییید...خخ)


با تقدیم چند



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، مطالب خنده دار، جوک، لطیفه، باحال، خنده دار، خنده،
[ شنبه 13 شهریور 1395 ] [ 05:05 ق.ظ ] [ admin . ]
نظرات
(اصلا عکسو داشتین... این ساخت خودمه...نه بابا؟آره بابا،واقعنی)


در راستای فتح کره ی ماه توسط بشر سفر به ماه عمومی شد و همه می توانند برای تعطیلات به ماه سفر کنند.
طبق نظریه ی جدید خودم... و براساس بند پنجم تا هفتم(شایدم هشتم)، به چند دلیل ما نمی توانیم در ماه سکنی بزگینیم... سکنی بزیگزینیم... بگیزینم،بگیزه؟،... اصلا ولش، نمی تونیم زندگی بنماییم(اینم بگم، اینا تجربه ی خودم بود از سفری که به ماه داشتم، بعد برگشتم شد نظریه...):
  1. چاله چوله های ماه مانع رانندگی میشن...(مواظب باشیناا... سرپیچ اولی سمت راست، یه چاله گنده هست قد چاه آب... رفتی رفتی...برنگشتی)
  2. نبود پمپ بنزین...(اگه ماشینتون گازسوز باشه باید بهتون عرض کنم که دیگه گیر افتادین... چون ایستگاه گاز نداره... ولی اگه بنزینیه ماشینتون باید بهتون تبریک بگم؛ چون پمپ بنزینم نداره...خلاصه برای حمل و نقل از اسب یا قاطر استفاده کنید...! )
  3. نبود سوپری...(آقا اگه خواستین احیانا واسه تعطیلات یه سر برین ماه، یا برین عیددیدنی پیش اقوامتون  که در ماه سکنی گزیده اند...(درست گفتم...)آذوقه و وسایل مورد نیاز رو با خودتون ببرین )
  4. زمین خشک...(من به شدت فیلم ها و عکس هایی که سطح ماه رو شنی توضیح میدن مخالفم... طبق نظریه ی خودم سطح ماه کاملا خشک، بی آب و علف و خیلی خشک مثل پاره آجر می باشد)
  5. گم شدن...(همه جای ماه عین همه و کلشو هم بگردید فکر می کنین دور خودتون دارین می چرخید...)
  6. درگیری با موجودات فضایی...(به شدت شما رو توصیه می کنم به مدارا با موجودات فضایی...مخصوصا گردن دارازا...در درگیری لفظی که کم میارید اون هیچ...درگیری فیزیکی هم اونا خیلی هم خطرناکن باندازه ی شاخه های درخت دست و پا دارن اونم هیچ... در ضمن کلش هم خیلی قوی بازی می کنن همشون لول بالان...جلوشون فیلم جنگ ستارگان بزارین خوردنتون... ولی یکی توشون هست بهش میگن 023نپتونی... اون پسر بامرامیه بچه نپتونه با اون دوست بشین)
  7. سرطان قیافه...(یه بیماری شایع در ماه هست که فقط زمینیا اونو مبتلا میشن، به اسم سرطان قیاقه...در واقع در زمین اونو مبتلا میشن و وقتی میان به بقیه اهالی ماه سرایت می کنه...این نوع بیماری از کار مداوم با اینترنت و وای فای بدست میاد...)
این فرازهایی از نظریه ی خودم بود به اسم «چطور پولدار شوید...»  (اسمش منو کشته...) تا کشف بعدی بدرود.

با تقدیم چند




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: جوک، خنده دار، مطالب طنز، طنز، خنده، شادی، آرامشبخش،
[ شنبه 13 شهریور 1395 ] [ 04:59 ق.ظ ] [ admin . ]


شهادت امام جواد الائمه(ع) جوانترین امام معصوم(ع) را به همه ی دوستداران مکتب اهل بیت(ع) تسلیت عرض می کنم.

[ جمعه 12 شهریور 1395 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ admin . ]

 حـق الناس
فـقـــط این نیست  که ما مال یه نفرو بخوریم و بعد اون دنیا جواب پس بدیم...
نـــه؛
همین بددهنی هایی که در روز و دربرابر آدما می کنیم
 خودش «حــق النـــاس» محسوب میشه...

حتما می دونید چرا؟

با تقدیم چند



طبقه بندی: معنوی و مثبت،
برچسب ها: جملات زیبا، قصار، آرامشبخش، انرژیبخش، مثبت اندیشی، مثبت، نیروی درون،
[ پنجشنبه 11 شهریور 1395 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ admin . ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
ساخته شده در 1395/06/07
-------
اگه نویسندگی پایه این، به ما خبر بدید(خیلی نیاز دارییییییم ممنون میشیم)
-------
کانال تلگرامی هنوز نداریم، بعدی
-------
یکم برین پایین تر

-------
هیچی دیگه، از همینجا یه دسته گل بهتون هدیه می دم و
اینکه
ان شاالله همیشه درکنار خانواده شاد و سرزنده باشید، یاعلی مدد
(بریم برای خوندن وب...)

اینم بگم که من، علیرضا گلرنگیان هستم، 14 ساله، داداش کوچیکه شما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
BlogerTools.Ir